خوب بعد از مدت ها دوباره اینجام. یک کم امتحان و کمی مشق و از همه مهمتر کار آزمایشگاهی فرصت قکر آزاد بهم نداده بود.
اینجا پاییز شده. پاییز زیبا و دوست داشتنی. از اون پاییزهای دوران بچگی که پر از برگ های رنگی بود. پاییزهای تهران مدت ها بود که فقط برگهای مرده قهوه ای داشت. اما اینجا الان هزارتا رنگ همه درختها رو پوشونده. هزارتا نارنجیُ هزار تا قرمز ُ هزار تا زرد ناز. بارون هم که تا دلت بخواد. زیبا و فراوان.
خلاصه کلی پاییزه و من اونقدر سرم شلوغ بوده که از کنار این همه زیبایی فقط عبور کردم. منتظرم تا کمی اوضاع آروم شه تا دوباره بنویسم شعر بخونم و زیر باروون قدم بزنم.

