از وقتی از ایران خارج شده ایم خبرهای ایران رو کاملتر و سریعتر دنبال می کنیم. اینجا هزاران هزاران کیلومتر دورتر از ایران وقتی خبری رو میشنویم دردی عمیقتر تمام وجودمون رو میگیره. تقریبا نفسم میگیره وقتی میخونم و میشنوم که ایران چه خبره. می دونم این خاصیت زندگی در غربته اما شرایط کشور ما هم الان خاصه.
ایران نا آرومه و من شرمنده ام که اینجام. شرمنده ام که دور از وطنم توی اینور دنیا در کمال آرامش سر کلاس میرم و درس میخونم. شرمنده ام که بچه های اون خاک توی زندون شب و روز ندارن و من اینجا دارم می خونم که اربیتال D چطور رفتاری داره؟؟؟؟
شرمنده ام که دستم به جایی نمیرسه. خواستم بنویسم که تورو خدا برین توی راهپیمایی شرکت کنید. دیدم بیشتر خجالت میکشم. خواستم از زندگی معمولم اینجا بنویسیم دیدم حسابی شرمنده میشم. زندگی توی غربت خیلی سخته وقتی کشورت اشغاله.
