توی تمام زندگی ام هیچ وقت چتر رو جدی نگرفتم. همیشه داشته ام اما بدون استفاده گذاشتمش کنار. ترجیح می دادم که زیر بارون خیس بشم. اینجا هم در این مدت سه ماه مقاومت کردم. ولی دیگه دیدم نمیشه و رفتم فروشگاه و البته به زور مصطفی چتر خریدیم.
بارون اینجا فقط لیف صابون کم داره. کاملا دوش میگیری اگه بخوای زیرش قدم بزنی. وفتی هم که تصمیم به باریدن میگیره دیگه تا سه روز فقط میباره و میباره و میباره.
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 20:12  توسط یک دانه شن
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
